سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

130

الكلام اللطيف في شرح التصريف (فارسى)

ارض مسبعة و مأسدة و مذئبة و مبطخة و مقثأة . ترجمه : و امّا در غير صحيح الفاء و اللّام اسم زمان و معتلّ از معتلّ الفاء ( مثال ) هميشه مكسور است مانند : موعد ( محل و زمان وعده ) و موضع ( محل و زمان نهادن ) . و از معتلّ اللّام ( ناقص ) هميشه مفتوح مىباشد مانند : مرمى ( محلّ و زمان تير انداختن ) مأوى ( مكان ) . و گاهى به بعضى از آنها تاء تأنيث ملحق مىشود مانند مظنّة ( محلّ و زمان گمان ) و مقبرة ( محلّى كه ميّت را در آن مىخوابانند ) و مشرقه ( محلّ و زمان تابيدن ) . و گفتن « مقبرة و مشرقه » بضمّ باء و راء شاذّ و بر خلاف قياس است . اسم زمان و مكان از افعاليكه بيشتر از سه حرفى هستند همچون اسم مفعول آن‌ها مىباشند مانند : مدخل ( محلّ و زمان داخل كردن ) و مقام ( محلّ و زمان به پا داشتن ) . ايندو اسم زمان و مكان از باب افعال بوده كه اسم مفعول آن نيز همين وزن مىباشد . بايد توجّه داشت وقتى شيئى در مكانى زياد و شايع بود در تعبير از آن وزن « مفعله » را مورد استفاده قرار مىدهند مشروط باينكه كلمه از ثلاثى مجرّد باشد مانند : ارض مسبعة ( زمينى كه درّنده و سباع زياد دارد ) ارض مأسدة ( زمينى كه شير زياد دارد ) ارض مذئبة ( زمينى كه گرگ زياد دارد ) ارض مبطخة ( زمينى كه خربزه زياد دارد ) ارض مقثأة ( زمينى كه خيار زياد دارد ) .